تالابهاي ايران رو به احتضار است
"انوشيروان نجفي"معاون محيط طبيعي سازمان محيطزيست، چندي پيش وضعيت تالابهاي ايران را وخيم اعلام كرد. به گفته او درياچه اروميه و تالابهاي حوزه آبريز آن در اثر تغيير كاربري تالابها، كاهش نزولات آسماني، احداث سازههاي آبي و برداشت بيرويه آب از سفرههاي زيرزميني در معرض تهديد جدي قرار گرفته است.
او با اشاره به وضعيت بحراني 6 تالاب آبشيرين اطراف درياچه اروميه كه اهميت بينالمللي دارند، به ميراث خبر گفت: «متأسفانه وضعيت تالابهاي شور گل، يادگارلو و درگهسنگي، گرده قيط و ميمند، قره قشلاق، درياچه گپي و سد نوروزلو كه محل زيست بسياري از پرندگان مهاجر است، به دليل خشكساليهاي پي در پي، تغيير كاربري و احداث سازههاي آبي، بحراني شده است.»
در حال حاضر شوري آب اين درياچه به حدود 300 گرم در ليتر رسيده است. درياچه اروميه نمونه باشكوهي از يك درياچه طبيعي آب شور است كه در خط القعر يك حوضه زهكش بسته با مساحت حدود 5 ميليون هكتار قرار گرفته و با وسعتي حدود 5 هزار كيلومتر مربع بزرگترين درياچه نمك در ايران است و تالابهاي شيرين واقع شده به صورت اقماري در اطراف درياچه مذكور اهميت تنوع زيستي اين درياچه را صد چندان كرده است.
اين درياچه كه يكي از مهمترين و با ارزشترين اكوسيستمهاي آبي ايران است، در اوايل دهه 1350، به عنوان پارك ملي و در سال 1355 از سوي سازمان يونسكو ، به عنوان ذخيرهگاه بيوسفر اعلام شد.
اين درياچه كه جزو تالابهاي بااهميت بينالمللي محسوب ميشود، در سال 1354 به كنوانسيون حفاظت از تالابها (رامسر - 1971) معرفي شده و جزو مناطق داراي اهميت براي پرندگان است.
معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست ميگويد: «مطالعات انجامشده نشان ميدهد كه خطرهاي جدي اكوسيستم درياچه را تهديد ميكند و علائمي مبني بر كاهش كاركردهاي اكولوژيكي آن به دليل فعاليتهاي انساني مشاهده ميشود. تنظيم و ذخيره آب رودخانهها در پشت سدها و برداشت آب براي مقاصد كشاورزي و شرب از رودخانههاي منتهي به درياچه و كاهش آب ورودي به درياچه، فاضلابهاي صنعتي و شهري تصفيهنشده و يا نيمهتصفيهشده و نيز پساب حاصل از طرحهاي آبياري بر كيفيت آب درياچه و ايجاد بزرگراه شهيد كلانتري كه تاثير مهمي بر گردش آب و شوري و حيات آرتميا داشته، درياچه را مورد تهديد جدي قرار داده است.»
هرمز اسدي، استاد دانشگاه، مشكل تالابهاي ايران را اعمال مديريتها ميداند. به گفته او معمولا مسولان سازمان محيطزيست براي اجراي طرحهاي توسعه، ارزيابي دقيقي انجام نميدهند و پس از تخريبهايي كه طرحهاي ناكارآمد توسعه به جا گذاشت، زبان به اعتراض ميگشايند و اين قبيل طرحها را محكوم ميكنند.
ورود گونههاي غير بومي، مشكل ديگر تالابهاي ايران است. يكي از دلايل خشكي تالاب بينالمللي هامون ورود ماهي آمور بود. مسولان و متوليان بدون درنظرگرفتن موازين زيستمحيطي فعاليتهايي را در تالاب يا حاشيه آن انجام ميدهند و پس از تخريب و رسيدن به بيلان منفي اعتراض ميكنند و مديريتهاي پيشين را مقصر معرفي ميكنند. در حالي كه طرحهاي زيستمحيطي زمانبر است. هر پروژه براي به انجام رسيدن نيازمند زمان درازي است.
مديريت تالابها در كنوانسيون بينالمللي رامسر مشخص شده است. ولي ميبينيم طرحهاي توسعه بدون ارزيابي انجام ميشود. براي نمونه بندر اميرآباد در كنار تالاب بينالمللي ميانكاله بنا شده است. اين منطقه تجاري به محض راهاندازي وضعيت ميانكاله را دگرگون ميكند. بايد منتظر اعتراض مسولان پس از انهدام ميانكاله باشيم. متاسفانه به زمان زيادي براي مشاهده اين ضايعه نياز نداريم.
اجلاس روز جهاني تالابها در شهرستان زابل تنها با حضور كارشناسان افغان برگزار ميشود. پس از اين نشست، به گفته هرمز اسدي بايد منتظر تصميمات جديد سازمان محيطزيست باشيم.
تالابهاي شادگان، پريشان، انزلي و مهارلو نيز چندان وضعيت خوبي ندارند. بهرهبرداريهاي برنامهريزينشده و اجراي طرحهاي توسعه ارزيابينشده از دلايل عمده تخريب و احتضار تالابهاي ايران است.
منبع:میراث خبر